1
دانشجوی دکتری تخصصی، گروه بیومکانیک و آسیبشناسی ورزشی، دانشکده تربیت و علوم ورزشی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2
استادیار، گروه بیومکانیک و آسیبشناسی ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
10.48305/jrrs.2026.45457.1116
چکیده
مقدمه: الکترومایوگرافی سطحی (Surface electromyography یا sEMG) ابزار رایجی جهت ارزیابی فعالیت عضلانی میباشد. با این حال، تفسیر دقیق دادهها نیازمند نرمالسازی است. روش بیشینه انقباض ارادی (Maximal voluntary contraction یا MVC) متداولترین شیوه بدین منظور محسوب میشود، اما انتخاب یک حرکت مناسب برای دستیابی به MVC به ویژه در عضلات خلفی کمری، همچنان چالشبرانگیز است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه حرکت مناسب برای اعمال مقاومت دستی جهت تعیین MVCدر افراد فعال انجام شد تا قابلیت اطمینان نرمالسازی sEMGدر مطالعات مرتبط با ستون فقرات ارتقا یابد. مواد و روشها: در این مطالعه، 8 مرد جوان فعال شرکت کردند. سه عضله لانجیسموس، ایلیوکوستالیس و مولتیفیدوس با استفاده از sEMG ارزیابی گردید. حرکات برای اعمال مقاومت دستی و ثبت MVC شامل اکستنشن تنه خمیده (Declined trunk extension)، اکستنشن دمر (Prone trunk extension) و آزمون Arch بود. دادهها با استفاده از آزمون One-way ANOVA، پساآزمون Bonferroni و اندازه اثر Cohen مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها:تفاوت معنیداری میان حرکات مختلف برای اعمال مقاومت دستی و ثبت MVCعضلات لانجیسموس، ایلیوکوستالیس و مولتیفیدوس وجود داشت (05/0 > P). نتایج پساآزمون Bonferroni نشان داد که اعمال مقاومت دستی به اکستنشن دمر در عضله لانجیسموس، تفاوت معنیداری با سایر حرکات داشت و در عضلات مولتیفیدوس و ایلیوکوستالیس نیز تفاوت معنیداری با آزمون Arch گزارش گردید (05/0 > P). اندازه اثر Cohen نشان داد که وظیفه اکستنشن دمر در عضلات لانجیسموس و مولتیفیدوس تأثیر بسیار بیشتری نسبت به سایر وظایف داشت، اما در عضله ایلیوکوستالیس وظایف اکستنشن تنه خمیده و دمر عملکردی نزدیک به هم را نشان داد و تفاوت معنیداری مشاهده نشد. نتیجهگیری: به نظر میرسد اعمال مقاومت دستی به اکستنشن دمر به عنوان مؤثرترین حرکت برای دستیابی به MVCدر عضلات لانجیسموس، ایلیوکوستالیس و مولتیفیدوس کمری باشد. این حرکت قابلیت اعتماد بالایی برای نرمالسازی sEMGدر افراد فعال دارد.