<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش در علوم توانبخشی</title>
    <link>https://jrrs.mui.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش در علوم توانبخشی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 20 Mar 2024 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 20 Mar 2024 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی عوامل مرتبط با خودانگ‌زنی و نقش آن بر زندگی شغلی افراد با آسیب بینایی: یک مطالعه کیفی</title>
      <link>https://jrrs.mui.ac.ir/article_33259.html</link>
      <description>مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مرتبط با خودانگ‌زنی و نقش آن بر زندگی شغلی افراد دارای معلولیت انجام شد. با در نظر گرفتن پیامدهای مخرب خودانگ‌زنی بر عملکرد و کیفیت زندگی شغلی افراد دارای معلولیت و همچنین، کمبود پژوهش‌های داخلی که به طور خاص به تبیین نقش این پدیده در محیط کار پرداخته باشند، انجام این مطالعه از ضرورت بالایی برخوردار می‌باشد.مواد و روش‌ها: این تحقیق به شیوه کیفی و با بهره‌گیری از روش پدیدارشناسی انجام شد. جامعه مورد نظر شامل کلیه افراد با آسیب بینایی در شهر تهران در سال 1403 بود که از میان آن‌ها، 12 نفر از اعضای نابینای فرهنگسرای بهمن به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و اطلاعات آن‌ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع‌آوری گردید. داده‌ها بر اساس شیوه Colaizzi مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته‌ها:&amp;amp;nbsp;پس از تحلیل مصاحبه‌ها به روش کدگذاری، 126 کد اولیه، 56 مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی شناسایی گردید. بر این اساس، عوامل مؤثر بر خودانگ‌زنی در افراد معلول شامل &amp;amp;laquo;ویژگی‌های شخصیتی، شرایط محیط کار، شرایط استخدامی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، دولت و قوانین&amp;amp;raquo; بود.نتیجه&amp;amp;lrm;گیری: خودانگ‌زنی در افراد دارای معلولیت می‌تواند یکی از دلایل مهم افت عملکرد شغلی و کاهش سطح کیفیت شغلی این گروه از افراد باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه مهارت و تکنیک فرود بسکتبالیست‌های دارای کف پای صاف در هنگام استفاده از تیپینگ لودای و کنزیوتیپینگ: یک آزمایش کنترل شده تصادفی</title>
      <link>https://jrrs.mui.ac.ir/article_33267.html</link>
      <description>مقدمه: 70 درصد آسیب‌های بسکتبال غیر برخوردی و 75 درصد آن در اندام تحتانی رخ می‌دهد. کف پای صاف منعطف، شایع‌ترین بدراستایی بازیکنان بسکتبال و رایج‌ترین اقدام مداخله‌ای آن، اعمال بانداژ حمایتی است. پژوهش حاضر درباره تأثیر بانداژ و کینزیوتیپ بر مهارت و تکنیک فرود بسیار محدود و ضروری می‌باشد. بنابراین، هدف از انجام آن، مقایسه مهارت و خطای فرود بسکتبالیست‌ها دارای کف پای صاف منعطف هنگام استفاده از این دو روش بانداژ بود.مواد و روش‌ها: آزمودنی‌های این مطالعه نیمه تجربی و کاربردی شامل بسکتبالیست‌های مرد حرفه‌ای دارای کف پای صاف منعطف (با سن 39/2 &amp;amp;plusmn; 91/22 سال، قد 35/9 &amp;amp;plusmn; 83/190 سانتی‌متر، وزن 95/18 &amp;amp;plusmn; 83/93 کیلوگرم، سابقه بسکتبال 81/1 &amp;amp;plusmn; 75/6 سال، شاخص Staheli برابر با 03/0 &amp;amp;plusmn; 94/0) بود. ارزیابی‌ها شامل کف پای صاف منعطف (شاخص Staheli)، مهارت (آزمون‌های پرتاب آزاد، منطقه‌ای و لی‌آپ) و تکنیک فرود [آزمون سیستم امتیازدهی خطای فرود (Landing Error Scoring System یا LESS)] و مداخله پژوهشی شامل بانداژ حمایتی و کینزیوتیپ بود. داده‌ها با استفاده از آزمون Paired t در سطح معنی‌داری 05/0 &amp;amp;gt; P مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته‌ها: استفاده از بانداژ حمایتی در مقایسه با عدم تیپینگ، باعث کاهش 75/12 درصدی خطاهای فرود (03/0 = P) و افزایش ۵ درصدی (05/0 = P) امتیاز لی‌آپ شد. همچنین، استفاده از بانداژ حمایتی در مقایسه با کینزیوتیپ، منجر به افزایش 5/6 درصدی (05/0 = P) امتیاز لی‌آپ و استفاده از کینزیوتیپ در مقایسه با عدم تیپینگ نیز سبب کاهش 5/6 درصدی (04/0 = P) امتیاز پرتاب آزاد گردید.نتیجه&amp;amp;lrm;گیری: بانداژ حمایتی علاوه بر کاهش خطای فرود و عواقب ناشی از آن، بهبود امتیاز پرتاب لی‌آپ را به همراه دارد. بنابراین، به بسکتبالیست‌های دارای کف پای صاف منعطف، استفاده از بانداژ لودای نسبت به کینزیوتیپ و عدم تیپینگ توصیه می‌گردد؛ چرا که منجر به کاهش خطر آسیب‌های غیر برخوردی ناشی از خطای فرود می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر سطح اجرا بر دقت ادراک شایستگی حرکتی کودکان در مهارت‌های جابه‌جایی: یک مطالعه نیمه تجربی</title>
      <link>https://jrrs.mui.ac.ir/article_33271.html</link>
      <description>مقدمه: خودپنداره مجموعه ساختار یافته‌ای از ادراک است که فرد درباره خودش دارد و در طول گذار از کودکی به نوجوانی دچار تغییرات اساسی می‌شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سطح اجرا بر دقت ادراک شایستگی حرکتی کودکان در مهارت‌های جابه‌جایی انجام شد.&#13;
مواد و روش‌ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون و جامعه آماری شامل کودکان شهرستان بندرانزلی بود که ۶۴ کودک در گروه‌های سنی ۶ تا ۸ سال، از مهدکودک‌ها و مدارس شهرستان بندرانزلی به عنوان نمونه به صورت نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. شایستگی حرکتی ادراک شده کودکان از طریق روش حداکثر برآورد عملکرد Almeida و شایستگی واقعی از طریق اجرای مهارت‌های جابه‌جایی پرش جفت، لی‌لی کردن و سکسکه دویدن در دو سطح بتنی و چمن مصنوعی ارزیابی گردید. داده‌ها با استفاده از آزمون Mixed ANOVA و آزمون تعقیبی Bonferroni در نرم‌افزار SPSS و سطح معنی‌داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.&#13;
یافته‌ها: نتایج آزمون Mixed ANOVA در رابطه با اثرات درون‌گروهی در هر سه تکلیف پرش جفت (001/0 &amp;amp;gt; P)، لی‌لی کردن (001/0 &amp;amp;gt; P) و سکسکه دویدن (020/0 = P) نشان داد که اثر اصلی تکلیف معنی‌دار بود، اما اثرات تعاملی تکلیف و سن (250/0 = P)، تکلیف و جنسیت (320/0 = P) و تکلیف، سن و جنسیت (750/0 = P) در مهارت پرش جفت و اثرات تعاملی تکلیف و سن (830/0 = P)، تکلیف و جنسیت (310/0 = P) و تکلیف، سن و جنسیت (370/0 = P) در مهارت لی‌لی کردن و اثرات تعاملی تکلیف و جنسیت (450/0 = P) و تکلیف، سن و جنسیت (510/0 = P) در مهارت سکسکه دویدن معنی‌دار نبود و فقط اثر تعاملی تکلیف و سن در مهارت سکسکه دویدن معنی‌دار (001/0 &amp;amp;gt; P) گزارش شد. در مقایسه‌های بین‌گروهی، اثر اصلی سن و اثر اصلی جنسیت فقط در تکلیف پرش جفت معنی‌دار بود.&#13;
نتیجه&amp;amp;lrm;گیری: کودکان توانایی درک تغییر سطح اجرا را در انجام تکالیف حرکتی نشان ندادند. این توانایی ادراکی فقط در تکلیف پرش جفت تحت تأثیر سن و جنسیت قرار دارد که اهمیت در نظر گرفتن این عوامل در مطالعات مربوط به مهارت‌های جابه‌جایی توسط کودکان را برجسته می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تمرینات ترکیبی دهلیزی- حس عمقی بر کنترل پاسچر کودکان دارای اختلال بینایی: مطالعه نیمه تجربی</title>
      <link>https://jrrs.mui.ac.ir/article_33272.html</link>
      <description>مقدمه: کاهش ورودی‌های بینایی در کودکان دارای اختلال بینایی، می‌تواند منجر به اختلال در کنترل پاسچر و عملکرد حرکتی شود. در این شرایط، سیستم‌های دهلیزی و حس عمقی نقش مهمی در جبران کمبود ورودی‌های حسی ایفا می‌کنند. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر تمرینات ترکیبی دهلیزی- حس عمقی در محیط مدرسه بر کنترل پاسچر، حس وضعیت مفصل زانو و مهارت‌های جابه‌جایی کودکان دارای اختلال بینایی و ارزیابی ماندگاری این اثرات در دوره پیگیری دوماهه بود.مواد و روش‌ها: این مطالعه به ‌صورت نیمه ‌تجربی انجام شد. 20 نفر از دانش‌آموزان پسر دارای اختلال بینایی 7 تا 10 ساله به ‌صورت تصادفی در دو گروه تجربی و شاهد قرار گرفتند. گروه تجربی به مدت هشت هفته در تمرینات دهلیزی- حس عمقی شرکت کردند. متغیرهای تحقیق در مراحل پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری دو ماهه ارزیابی شدند. داده‌ها با استفاده از آزمون Repeated Measures ANOVA در سطح معنی‌داری 05/0 &amp;amp;gt; P مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته‌ها: تغییرات بین‌گروهی در بخش‌های اثر گروه، اثر زمان و اثر تعاملی اختلاف معنی‌داری را نشان داد (001/0 &amp;amp;gt; P) و اندازه اثر متوسط و بالا در این بخش‌ها گزارش شد. در بخش تغییرات درون‌گروهی در گروه تجربی، در مقایسه بین مراحل پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری، بهبود معنی‌داری در کنترل پاسچر، حس وضعیت مفصل زانو و مهارت‌های جابه‌جایی مشاهده گردید (050/0 &amp;amp;gt; P)؛ تنها مورد عدم معنی‌داری در مقایسه زمان پس‌آزمون و پیگیری در متغیر مهارت‌های جابه‌جایی (580/0 = P) بود. در گروه شاهد، مقایسه زمان پس‌آزمون و پیگیری در هیچ یک از متغیرهای پژوهش اختلاف معنی‌داری را نشان نداد (050/0 &amp;amp;lt; P).نتیجه&amp;amp;lrm;گیری: تمرینات ترکیبی دهلیزی- حس عمقی در محیط مدرسه می‌تواند موجب بهبود کنترل پاسچر و مهارت‌های جابه‌جایی کودکان دارای اختلال بینایی شود و بخشی از برنامه‌های توان‌بخشی روزانه مدارس ویژه نابینایان را تشکیل دهد. با این حال، تعمیم نتایج مستلزم انجام پژوهش‌های بیشتر می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر عوامل ژنتیکی بر تمرین‌‌پذیری افراد مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم: یک مرور روایتی</title>
      <link>https://jrrs.mui.ac.ir/article_33275.html</link>
      <description>اختلالات طیف اوتیسم، یک اختلال عصبی- رشدی (Neurodevelopmental disorder یا NDD) پیچیده با چالش‌‌های قابل توجه از جمله نقص عملکرد حرکتی می‌باشد. پاسخ به تمرین بدنی یا تمرین‌‌پذیری (Trainability) در افراد مبتلا به این اختلال از تنوع بالایی برخوردار است و شواهد نوین این احتمال را مطرح می‌کند که تفاوت‌‌های فردی می‌توانند تحت تأثیر عوامل ژنتیکی و اپی‌ژنتیکی قرار گیرند. چشم‌‌انداز ژنتیکی اوتیسم بسیار ناهمگون و شامل واریانت‌‌های شایع و نادر متعددی است. مطالعات مختلف نشان داده است که ژن‌هایی همچون Ciliary Neurotrophic Factor (CNTF)، AKT1، Adenosine monophosphate deaminase (AMPD1) و Apolipoprotein E (APOE) می‌‌توانند بر میزان تغییرات پس از مداخلات تمرینی اثرگذار باشند و بخشی از ناهمگونی پاسخ به تمرین را توضیح دهند. علاوه بر این، مکانیسم‌های اپی‌ژنتیکی از جمله متیلاسیون (Methylation) DNA در ژن‌‌های کلیدی عصبی- رشدی مانند گیرنده اکسی‌توسین (OXTR یا Oxytocin receptor) و Brain-derived neurotrophic factor (BDNF) و همچنین، نمرات خطر چند ژنی (Polygenic risk score یا PRS) به عنوان عوامل احتمالی مؤثر بر پیامد‌های مداخلات توان‌بخشی به ‌ویژه مداخلات ورزشی مطرح شده‌‌اند. برایند این شواهد حاکی از آن است که توجه به این عوامل زیستی می‌‌تواند به درک دقیق‌تری از تمرین‌پذیری در افراد مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم کمک کند و زمینه را برای بررسی رویکردهای شخصی‌سازی ‌شده در برنامه‌های تمرینی و توان‌بخشی فراهم سازد. این بینش راه را برای پزشکی دقیق هموار و امکان طراحی مداخلات مناسب به منظور بهبود پیامدهای عملکردی و کیفیت زندگی این جمعیت را فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی بیومکانیکی اثرات انگشت مورتون بر توزیع فشار کف پا حین راه رفتن: یک مطالعه مقطعی مقدماتی</title>
      <link>https://jrrs.mui.ac.ir/article_33276.html</link>
      <description>مقدمه: ساختار آناتومیکی پا به ویژه انگشتان، نقش مهمی در توزیع نیروها و فشارهای وارد آمده بر کف ‌پا ایفا می‌کند. یکی از ویژگی‌های مورفولوژیکی قابل توجه، انگشت مورتون است که در آن انگشت دوم بلندتر از انگشت اول می‌باشد. این تفاوت ساختاری می‌تواند تعادل دینامیکی را تحت تأثیر قرار داده و احتمال بروز ناهنجاری‌های مرتبط با راه‌ رفتن را افزایش دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات بیومکانیکی انگشت مورتون بر توزیع فشار کف ‌پا در حین راه ‌رفتن انجام شد.مواد و روش‌ها: ۳۲ دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در دو گروه ۱۶ نفره (مورتون و طبیعی) بررسی شدند. از پلتفرم اندازه‌گیری فشار کف ‌پا (emed C50) برای ثبت داده‌ها استفاده گردید. متغیرهای مورد بررسی شامل اوج‌ فشار، سطح تماس، مدت تماس و انتگرال فشار- زمان در 10 ناحیه آناتومیکی کف ‌پا بود.یافته‌ها: در افراد دارای پای مورتون، اوج فشار و انتگرال فشار- زمان در ناحیه میانه خارجی پا بیشتر از گروه طبیعی بود (به ‌ترتیب 032/0 = P و 041/0 = P). این مقادیر در سر متاتارسال دوم (002/0 = P و 004/0 = P) و سوم (011/0 = P و 003/0 = P) نیز افزایش معنی‌داری را نشان داد. همچنین، سطح تماس در متاتارسال دوم افزایش معنی‌داری داشت (028/0 = P). در مقابل، اوج فشار (014/0 = P)، سطح تماس (009/0 = P) و انتگرال فشار- زمان (001/0 = P) در ناحیه انگشت شست پای مورتون کاهش یافت. علاوه بر این، اوج فشار در متاتارسال اول نیز کاهش داشت (021/0 = P). کاهش معنی‌دار انتگرال فشار- زمان در متاتارسال چهارم نیز مشاهده گردید (019/0 = P). از سوی دیگر، در ناحیه انگشتان دوم تا پنجم، اوج فشار (025/0 = P) و انتگرال فشار- زمان (033/0 = P) در گروه پای مورتون به‌ طور معنی‌داری بالاتر بود.نتیجه&amp;amp;lrm;گیری: پای مورتون می‌تواند الگوی توزیع فشار کف ‌پا را تغییر و احتمالاً خطر آسیب‌های اسکلتی- عضلانی را افزایش دهد. این نتایج اهمیت طراحی کفش‌های مناسب و استفاده از مداخلات ارتوتیک سفارشی را برای کاهش فشار و بهبود عملکرد پا برجسته می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سلامت عمومی و عوامل مرتبط با آن در مبتلایان به ضایعات نخاعی عضو سازمان بهزیستی شهر رشت: یک مطالعه مقطعی</title>
      <link>https://jrrs.mui.ac.ir/article_33280.html</link>
      <description>مقدمه: ضایعه نخاعی مهم‌ترین عارضه ماندگار به دنبال تروما می‌باشد که منجر به تغییر موقت یا دایمی در عملکرد سیستم‌های حرکتی- حسی یا اتونوم و در نتیجه، از هم‌گسیختگی وضعیت تعادل زندگی فرد ضایعه دیده و بر هم زدن توازن، اضطراب و کاهش رضایتمندی از زندگی می‌گردد و در نهایت، بهزیستی روان‌شناختی را کاهش می‌دهد.مواد و روش‌ها: در این مطالعه مقطعی- توصیفی- تحلیلی، 89 نفر از آسیب‌دیدگان ضایعه نخاعی که در سال 1400 به منظور دریافت خدمات توان‌بخشی به کلینیک‌ها و بیمارستان‌های سطح شهر رشت مراجعه کرده بودند، به روش نمونه‌گیری Cochran از بین جامعه 115 نفری عضو سازمان بهزیستی، وارد تحقیق شدند. جهت جمع‌آوری داده‌ها، از پرسش‌نامه سلامت عمومی (General Health Questionnaire یا GHQ) Goldberg و Hiller استفاده شد.یافته‌ها: زنان (10/39) سلامت روان بهتری نسبت به مردان (11/46) داشتند (011/0 = P). وضعیت شغلی نیز تأثیر داشت؛ افراد شاغل سلامت عمومی بهتری را گزارش کردند (012/0 = P). تفاوت معنی‌داری بین گروه‌های سنی، وضعیت تأهل و محل آسیب مشاهده نشد (050/0 &amp;amp;lt; P). دریافت خدمات توان‌بخشی نیز تفاوت معنی‌داری را نشان نداد (228/0 = P، 47/1 = t). همچنین، مدت زمان آسیب تأثیر معنی‌داری بر سلامت عمومی داشت؛ میانگین GHQ در افراد با آسیب کمتر از ۵ سال، 10-5 سال و بیش از ۱۰ سال به ترتیب 21/45، 78/46 و 11/52 به دست آمد (002/0 = P، 79/6 = F) که نشان دهنده کاهش سلامت روان با طولانی‌تر شدن مدت آسیب می‌باشد.نتیجه&amp;amp;lrm;گیری: بر اساس یافته‌های به دست آمده مشخص شد که سلامت روان افراد مبتلا به ضایعه نخاعی بیشتر تحت تأثیر جنسیت، اشتغال، حمایت اجتماعی و مدت زمان آسیب است تا عوامل جمعیت‌شناختی دیگر. در نتیجه، تداوم خدمات توان‌بخشی و تقویت حمایت‌های روانی- اجتماعی نقش مهمی در حفظ و ارتقای سلامت عمومی این بیماران دارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
