<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم پزشکی اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش در علوم توانبخشی</JournalTitle>
				<Issn>1735-7519</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>کدهای اخلاق حرفه‌ای توان‌بخشی در کشورهای انگلیسی زبان بر اساس یک پژوهش مروری روایی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>کدهای اخلاق حرفه‌ای توان‌بخشی در کشورهای انگلیسی زبان بر اساس یک پژوهش مروری روایی</VernacularTitle>
			<FirstPage>248</FirstPage>
			<LastPage>256</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">17087</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22122/jrrs.v14i4.3284</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ابراهیم</FirstName>
					<LastName>صادقی دمنه</LastName>
<Affiliation>دانشیار، مرکز تحقیقات اختلالات اسکلتی و عضلانی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0003-0590-8512</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>فرقانی</LastName>
<Affiliation>دانشیار، مرکز تحقیقات اختلالات اسکلتی و عضلانی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-0833-9442</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مقدمه: توان‌بخشی به افراد کم‌توان، دارای ابعاد اخلاقی است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی کدهای اخلاق حرفه‌ای توان‌بخشی در کشورهای انگلیسی زبان از طریق یک مطالعه مروری روایی انجام شد.مواد و روش‌ها: در این تحقیق، کدهای اخلاق حرفه‌ای در کشور‌های استرالیا، کانادا، آمریکا و انگلستان از طریق موتور جستجوگر Google مورد جستجو قرار گرفت. بر این اساس، کدهای اخلاق حرفه‌ای رشته‌های توان‌بخشی (شامل ارتوپدی فنی، کاردرمانی و فیزیوتراپی) استخراج گردید و توسط دو نویسنده به صورت مستقل مورد بررسی قرار گرفت. جهت دسته‌بندی، از اصول چهارگانه اخلاق زیستی در مکتب اصولگرایان استفاده شد.یافته‌ها: مجموعه مسؤولیت‌های حرفه‌ای برای افراد عهده‌دار خدمات توان‌بخشی طی تحقیق مروری روایی جمع‌آوری و بر اساس اصول چهارگانه اخلاق زیستی دسته‌بندی گردید و تحت عنوان کدهای اخلاقی برای خدمات توان‌بخشی در کشورهای انگلیسی زبان ارایه شد.نتیجه‌گیری: به عنوان اولین اقدام در تهیه یک چارچوب مطمئن برای اخلاق حرفه‌ای، کدهای اخلاق حرفه‌ای توان‌بخشی در کشورهای استرالیا، کانادا، آمریکا و انگلستان از طریق یک مطالعه مروری روایی بررسی گردید تا بتوان بر اساس آن مبانی اخلاق حرفه‌ای در خدمات توان‌بخشی را بر اساس آموزه‌های ایرانی- اسلامی پیشنهاد داد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مقدمه: توان‌بخشی به افراد کم‌توان، دارای ابعاد اخلاقی است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی کدهای اخلاق حرفه‌ای توان‌بخشی در کشورهای انگلیسی زبان از طریق یک مطالعه مروری روایی انجام شد.مواد و روش‌ها: در این تحقیق، کدهای اخلاق حرفه‌ای در کشور‌های استرالیا، کانادا، آمریکا و انگلستان از طریق موتور جستجوگر Google مورد جستجو قرار گرفت. بر این اساس، کدهای اخلاق حرفه‌ای رشته‌های توان‌بخشی (شامل ارتوپدی فنی، کاردرمانی و فیزیوتراپی) استخراج گردید و توسط دو نویسنده به صورت مستقل مورد بررسی قرار گرفت. جهت دسته‌بندی، از اصول چهارگانه اخلاق زیستی در مکتب اصولگرایان استفاده شد.یافته‌ها: مجموعه مسؤولیت‌های حرفه‌ای برای افراد عهده‌دار خدمات توان‌بخشی طی تحقیق مروری روایی جمع‌آوری و بر اساس اصول چهارگانه اخلاق زیستی دسته‌بندی گردید و تحت عنوان کدهای اخلاقی برای خدمات توان‌بخشی در کشورهای انگلیسی زبان ارایه شد.نتیجه‌گیری: به عنوان اولین اقدام در تهیه یک چارچوب مطمئن برای اخلاق حرفه‌ای، کدهای اخلاق حرفه‌ای توان‌بخشی در کشورهای استرالیا، کانادا، آمریکا و انگلستان از طریق یک مطالعه مروری روایی بررسی گردید تا بتوان بر اساس آن مبانی اخلاق حرفه‌ای در خدمات توان‌بخشی را بر اساس آموزه‌های ایرانی- اسلامی پیشنهاد داد.</OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrrs.mui.ac.ir/article_17087_0fee63978c85715541a6a87d1d4d319a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم پزشکی اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش در علوم توانبخشی</JournalTitle>
				<Issn>1735-7519</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مقایسه تأثیر فیزیوتراپی پیوسته و متناوب بر درد و عملکرد افراد مبتلا به استئوآرتریت متوسط زانو: کارآزمایی بالینی تصادفی شده مقدماتی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مقایسه تأثیر فیزیوتراپی پیوسته و متناوب بر درد و عملکرد افراد مبتلا به استئوآرتریت متوسط زانو: کارآزمایی بالینی تصادفی شده مقدماتی</VernacularTitle>
			<FirstPage>189</FirstPage>
			<LastPage>198</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">17080</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22122/jrrs.v14i4.3239</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>شهباز</FirstName>
					<LastName>شیبانی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی کارشناسی ارشد، مرکز تحقیقات اختلالات اسکلتی و عضلانی، مجموعه مراکز تحقیقاتی (پژوهشکده) دانشکده علوم توان‌بخشی و کمیته تحقیقات دانشجویی و گروه فیزیوتراپی، دانشکده علوم توان‌بخشی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-6250-8032</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید محسن</FirstName>
					<LastName>میربد</LastName>
<Affiliation>مربی، مرکز تحقیقات اختلالات اسکلتی و عضلانی، مجموعه مراکز تحقیقاتی (پژوهشکده) دانشکده علوم توان‌بخشی و گروه فیزیوتراپی، دانشکده علوم توان‌بخشی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-0021-2914</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زهرا سادات</FirstName>
					<LastName>رضائیان</LastName>
<Affiliation>استادیار، مرکز تحقیقات اختلالات اسکلتی و عضلانی، مجموعه مراکز تحقیقاتی (پژوهشکده) دانشکده علوم توان‌بخشی و گروه فیزیوتراپی، دانشکده علوم توان‌بخشی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-7315-9851</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>عباسی</LastName>
<Affiliation>بخش فیزیوتراپی، مرکز آموزشی- درمانی الزهرا (س)، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0003-4729-7449</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>اکبری اقدم</LastName>
<Affiliation>گروه جراحی ارتوپدی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-6983-4458</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>28</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مقدمه: استئوآرتریت، شایع‌ترین بیماری مفصلی می‌باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تأثیر فیزیوتراپی پیوسته و متناوب بر میزان درد و عملکرد افراد مبتلا به استئوآرتریت متوسط زانو انجام شد.مواد و روش‌ها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 20 بیمار مبتلا به استئوآرتریت متوسط زانو به صورت تصادفی در دو گروه فیزیوتراپی پیوسته و متناوب تقسیم شدند. درمان مشابه شامل 10 جلسه فیزیوتراپی در گروه‌ها انجام گردید؛ به طوری که فرکانس درمان در گروه پیوسته، 6 جلسه در هفته و در گروه متناوب، 3 جلسه در هفته بود. ارزیابی قبل، بلافاصله بعد و یک ماه بعد به وسیله پرسش‌نامه‌های Knee injury and Osteoarthritis Outcome Score (KOOS)، Intermittent and Constant Osteoarthritis Pain (ICOAP)، آزمون‌های 6 دقیقه‌ای راه رفتن، برخاستن و راه رفتن و مقیاس دیداری درد (Visual analogue scale یا VAS) صورت گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های Independent t و Repeated measures ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته‌ها: به جزء نمره فعالیت روزانه از مقیاس KOOS که در گروه پیوسته بلافاصله (048/0 = P) و یک ماه بعد (030/0 = P) به طور معنی‌داری کمتر از گروه متناوب بود، دو گروه تفاوت معنی‌داری در مراحل ارزیابی نداشتتد (050/0 &lt; P). نمره آزمون‌های 6 دقیقه‌ای راه رفتن (046/0 = P)، برخاستن و راه رفتن (040/0 = P)، درد مداوم (006/0 = P)، علایم (020/0 = P)، درد (003/0 = P) و کیفیت زندگی (010/0 = P) مربوط به مقیاس KOOS در گروه پیوسته پس از 10 جلسه تفاوت معنی‌داری را نشان داد. همچنین، در این گروه اختلاف معنی‌داری در نمره فعالیت روزانه و درد در VAS (002/0 = P) پس از جلسه دهم و یک ماه پیگیری نسبت به قبل از مداخله مشاهده شد. در گروه متناوب نیز نمره درد در مقیاس VAS (010/0 = P) و درد مداوم (030/0 = P) پس از ده جلسه و یک ماه پیگیری و نمره علایم و فعالیت روزانه (030/0= P) پس از ده جلسه نسبت به قبل از مداخله اختلاف معنی‌داری داشت.نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد، فیزیوتراپی پیوسته و متناوب در کوتاه مدت، تفاوتی در بهبود درد و عملکرد افراد مبتلا به استئوآرتریت متوسط زانو ندارند و درمانگر می‌تواند فرکانس درمان را بر اساس ترجیح فرد و محدودیت‌های زمانی شرکت در جلسات درمانی تنظیم نماید. شاید درمان روزانه پیوسته برای کاهش درد و درمان متناوب برای آثار ماندگارتر مناسب‌تر می‌باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مقدمه: استئوآرتریت، شایع‌ترین بیماری مفصلی می‌باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تأثیر فیزیوتراپی پیوسته و متناوب بر میزان درد و عملکرد افراد مبتلا به استئوآرتریت متوسط زانو انجام شد.مواد و روش‌ها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 20 بیمار مبتلا به استئوآرتریت متوسط زانو به صورت تصادفی در دو گروه فیزیوتراپی پیوسته و متناوب تقسیم شدند. درمان مشابه شامل 10 جلسه فیزیوتراپی در گروه‌ها انجام گردید؛ به طوری که فرکانس درمان در گروه پیوسته، 6 جلسه در هفته و در گروه متناوب، 3 جلسه در هفته بود. ارزیابی قبل، بلافاصله بعد و یک ماه بعد به وسیله پرسش‌نامه‌های Knee injury and Osteoarthritis Outcome Score (KOOS)، Intermittent and Constant Osteoarthritis Pain (ICOAP)، آزمون‌های 6 دقیقه‌ای راه رفتن، برخاستن و راه رفتن و مقیاس دیداری درد (Visual analogue scale یا VAS) صورت گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های Independent t و Repeated measures ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته‌ها: به جزء نمره فعالیت روزانه از مقیاس KOOS که در گروه پیوسته بلافاصله (048/0 = P) و یک ماه بعد (030/0 = P) به طور معنی‌داری کمتر از گروه متناوب بود، دو گروه تفاوت معنی‌داری در مراحل ارزیابی نداشتتد (050/0 &lt; P). نمره آزمون‌های 6 دقیقه‌ای راه رفتن (046/0 = P)، برخاستن و راه رفتن (040/0 = P)، درد مداوم (006/0 = P)، علایم (020/0 = P)، درد (003/0 = P) و کیفیت زندگی (010/0 = P) مربوط به مقیاس KOOS در گروه پیوسته پس از 10 جلسه تفاوت معنی‌داری را نشان داد. همچنین، در این گروه اختلاف معنی‌داری در نمره فعالیت روزانه و درد در VAS (002/0 = P) پس از جلسه دهم و یک ماه پیگیری نسبت به قبل از مداخله مشاهده شد. در گروه متناوب نیز نمره درد در مقیاس VAS (010/0 = P) و درد مداوم (030/0 = P) پس از ده جلسه و یک ماه پیگیری و نمره علایم و فعالیت روزانه (030/0= P) پس از ده جلسه نسبت به قبل از مداخله اختلاف معنی‌داری داشت.نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد، فیزیوتراپی پیوسته و متناوب در کوتاه مدت، تفاوتی در بهبود درد و عملکرد افراد مبتلا به استئوآرتریت متوسط زانو ندارند و درمانگر می‌تواند فرکانس درمان را بر اساس ترجیح فرد و محدودیت‌های زمانی شرکت در جلسات درمانی تنظیم نماید. شاید درمان روزانه پیوسته برای کاهش درد و درمان متناوب برای آثار ماندگارتر مناسب‌تر می‌باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استئوآرتریت زانو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">درد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عملکرد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فیزیوتراپی پیوسته و متناوب</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrrs.mui.ac.ir/article_17080_4ddcf81ffc4375a8ebbb7c8fe80896b8.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم پزشکی اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش در علوم توانبخشی</JournalTitle>
				<Issn>1735-7519</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>افزایش دقت تکلیف هماهنگی دو دستی تحت محدودیت بینایی محیطی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>افزایش دقت تکلیف هماهنگی دو دستی تحت محدودیت بینایی محیطی</VernacularTitle>
			<FirstPage>199</FirstPage>
			<LastPage>205</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">17081</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22122/jrrs.v14i4.3123</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>معصومه</FirstName>
					<LastName>دوستی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری تخصصی، گروه رفتار حرکتی و روان‌شناسی ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-1253-1488</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>شهزاد</FirstName>
					<LastName>طهماسبی بروجنی</LastName>
<Affiliation>دانشیار، گروه رفتار حرکتی و روان‌شناسی ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-0875-3993</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>28</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مقدمه: تحقیقات گذشته تأثیر انسداد بینایی مرکزی بر تکالیف هماهنگی دو دستی را مورد بررسی قرار داده‌اند، اما اثر بینایی محیطی بر این تکالیف به روشنی مشخص نشده است. بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر محدودیت بینایی محیطی بر تکلیف هماهنگی دو دستی بود.مواد و روش‌ها: 7 دانشجوی دختر راست دست و راست چشم برتر با میانگین سنی 46/3 ± 0/24 سال شرکت نمودند. افراد تحت چهار شرایط آزمایشی شامل «محدودیت بینایی محیطی از موقعیت دست راست، دست چپ، هر دو دست و بدون محدودیت محیطی از موقعیت دست‌ها» در تکلیف هماهنگی دو دستی Vienna و چهار کوشش برای هر شرایط مورد بررسی قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از آزمون Repeated measures ANOVA مدل 4 × 1 تجزیه و تحلیل گردید.یافته‌ها: هر سه شرایط محدودیت بینایی محیطی، خطای کمتری را در متغیر درصد زمان خطا نسبت به شرایط بدون محدودیت بینایی نشان داد (02/0 = P). با این حال، تفاوت معنی‌داری بین شرایط آزمایشی مختلف در زمان کل مشاهده نشد (05/0 ≤ P).نتیجه‎گیری: به نظر می‌رسد که محدودیت بینایی محیطی به عنوان یک قید محیطی، می‌تواند موجب افزایش تمرکز و توجه افراد در تکلیف هماهنگی دو دستی شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مقدمه: تحقیقات گذشته تأثیر انسداد بینایی مرکزی بر تکالیف هماهنگی دو دستی را مورد بررسی قرار داده‌اند، اما اثر بینایی محیطی بر این تکالیف به روشنی مشخص نشده است. بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر محدودیت بینایی محیطی بر تکلیف هماهنگی دو دستی بود.مواد و روش‌ها: 7 دانشجوی دختر راست دست و راست چشم برتر با میانگین سنی 46/3 ± 0/24 سال شرکت نمودند. افراد تحت چهار شرایط آزمایشی شامل «محدودیت بینایی محیطی از موقعیت دست راست، دست چپ، هر دو دست و بدون محدودیت محیطی از موقعیت دست‌ها» در تکلیف هماهنگی دو دستی Vienna و چهار کوشش برای هر شرایط مورد بررسی قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از آزمون Repeated measures ANOVA مدل 4 × 1 تجزیه و تحلیل گردید.یافته‌ها: هر سه شرایط محدودیت بینایی محیطی، خطای کمتری را در متغیر درصد زمان خطا نسبت به شرایط بدون محدودیت بینایی نشان داد (02/0 = P). با این حال، تفاوت معنی‌داری بین شرایط آزمایشی مختلف در زمان کل مشاهده نشد (05/0 ≤ P).نتیجه‎گیری: به نظر می‌رسد که محدودیت بینایی محیطی به عنوان یک قید محیطی، می‌تواند موجب افزایش تمرکز و توجه افراد در تکلیف هماهنگی دو دستی شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انسداد بینایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قید محیطی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">توجه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrrs.mui.ac.ir/article_17081_35386b93dbcec730f8740ce4b6885216.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم پزشکی اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش در علوم توانبخشی</JournalTitle>
				<Issn>1735-7519</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بررسی ارتباط بین بلوغ با امتیازات غربالگری عملکرد حرکتی دانش‌آموزان دختر و پسر</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی ارتباط بین بلوغ با امتیازات غربالگری عملکرد حرکتی دانش‌آموزان دختر و پسر</VernacularTitle>
			<FirstPage>206</FirstPage>
			<LastPage>213</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">17082</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22122/jrrs.v14i4.3250</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>خدایار</FirstName>
					<LastName>قاسم‌پور</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری تخصصی، گروه علوم ورزشی، پردیس بین‌المللی کیش، دانشگاه تهران، کیش، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-9151-8379</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد حسین</FirstName>
					<LastName>علیزاده</LastName>
<Affiliation>گروه بهداشت و طب ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0003-1507-6502</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>هومن</FirstName>
					<LastName>مینونژاد</LastName>
<Affiliation>دانشیار، گروه آسیب‌شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-5983-8102</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهدیه</FirstName>
					<LastName>آکوچکیان</LastName>
<Affiliation>استادیار، گروه علوم ورزشی، پردیس بین‌المللی کیش، دانشگاه تهران، کیش، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0003-3214-5135</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>14</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مقدمه: طی دوران رشد و قبل از بلوغ و پس از آن، افراد دچار تغییرات زیادی در عوامل مختلف زیستی و بدنی می‌شوند. چنین به نظر می‌رسد که این تغییرات با الگوهای عصبی- عضلانی در ارتباط است و در اجرای حرکات عملکردی پسران و دختران جوان در زمان بلوغ تفاوت‌های اساسی وجود دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر، ارتباط‌سنجی بین بلوغ با امتیازات غربالگری عملکرد حرکتی (Functional Movement Screen یا FMS) دانش‌آموزان دختر و پسر بود.مواد و روش‌ها: این تحقیق بر روی ۷۰۰ نفر از دانش‌آموزان دختر و پسر ۹ تا ۱۸ ساله مدارس شهرکرد انجام شد. نمونه‌ها در ۱۰ گروه ۳۵ نفره پسر و ۱۰ گروه ۳۵ نفره دختر قرار گرفتند. جهت ارزیابی بلوغ و عملکرد حرکتی به ترتیب از فرمول شاخص پیش‌بینی بلوغ (Predicted maturity offset) و مجموعه آزمون‌های FMS استفاده شد. آزمون همبستگی Spearman به منظور بررسی رابطه بین بلوغ با امتیازات آزمون‌های FMS مورد استفاده قرار گرفت (050/0 ≥ P).یافته‌ها: بر اساس نتایج آزمون Spearman، همبستگی معنی‌داری بین شاخص پیش‌بینی بلوغ و امتیازات آزمون‌های FMS وجود داشت (۰01/۰ &gt; P، 154/۰ = r). همچنین، بین شاخص پیش‌بینی بلوغ و امتیازات آزمون‌های FMS در پسران همبستگی معنی‌داری مشاهده گردید (۰01/۰ &gt; P، ۳۳۴/۰ = r)، اما این همبستگی برای دختران معنی‌دار نبود (050/0 &lt; P، ۰۸۲/۰- = r).نتیجه‌گیری: همبستگی معنی‌داری بین شاخص پیش‌بینی بلوغ و امتیازات آزمون‌های FMS دانش‌آموزان وجود دارد، اما این همبستگی برای دختران معنی‌دار نمی‌باشد. بنابراین، شناخت در مورد این که اجرای آزمون‌های FMS با بلوغ چه تغییراتی خواهد داشت، می‌تواند به عنوان هدف برای برنامه‌ریزی تمرینات در نظر گرفته شود. بهتر است تحقیقاتی نیز با هدف بررسی و شناسایی علل این تفاوت‌ها انجام گیرد. همچنین، با توجه به این که ممکن است آزمون‌های FMS تحت تأثیر بلوغ قرار گیرد، هنگام تفسیر نتایج این آزمون‌ها پیشنهاد می‌شود که سن بیولوژیکی به جای سن تقویمی در نظر گرفته شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مقدمه: طی دوران رشد و قبل از بلوغ و پس از آن، افراد دچار تغییرات زیادی در عوامل مختلف زیستی و بدنی می‌شوند. چنین به نظر می‌رسد که این تغییرات با الگوهای عصبی- عضلانی در ارتباط است و در اجرای حرکات عملکردی پسران و دختران جوان در زمان بلوغ تفاوت‌های اساسی وجود دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر، ارتباط‌سنجی بین بلوغ با امتیازات غربالگری عملکرد حرکتی (Functional Movement Screen یا FMS) دانش‌آموزان دختر و پسر بود.مواد و روش‌ها: این تحقیق بر روی ۷۰۰ نفر از دانش‌آموزان دختر و پسر ۹ تا ۱۸ ساله مدارس شهرکرد انجام شد. نمونه‌ها در ۱۰ گروه ۳۵ نفره پسر و ۱۰ گروه ۳۵ نفره دختر قرار گرفتند. جهت ارزیابی بلوغ و عملکرد حرکتی به ترتیب از فرمول شاخص پیش‌بینی بلوغ (Predicted maturity offset) و مجموعه آزمون‌های FMS استفاده شد. آزمون همبستگی Spearman به منظور بررسی رابطه بین بلوغ با امتیازات آزمون‌های FMS مورد استفاده قرار گرفت (050/0 ≥ P).یافته‌ها: بر اساس نتایج آزمون Spearman، همبستگی معنی‌داری بین شاخص پیش‌بینی بلوغ و امتیازات آزمون‌های FMS وجود داشت (۰01/۰ &gt; P، 154/۰ = r). همچنین، بین شاخص پیش‌بینی بلوغ و امتیازات آزمون‌های FMS در پسران همبستگی معنی‌داری مشاهده گردید (۰01/۰ &gt; P، ۳۳۴/۰ = r)، اما این همبستگی برای دختران معنی‌دار نبود (050/0 &lt; P، ۰۸۲/۰- = r).نتیجه‌گیری: همبستگی معنی‌داری بین شاخص پیش‌بینی بلوغ و امتیازات آزمون‌های FMS دانش‌آموزان وجود دارد، اما این همبستگی برای دختران معنی‌دار نمی‌باشد. بنابراین، شناخت در مورد این که اجرای آزمون‌های FMS با بلوغ چه تغییراتی خواهد داشت، می‌تواند به عنوان هدف برای برنامه‌ریزی تمرینات در نظر گرفته شود. بهتر است تحقیقاتی نیز با هدف بررسی و شناسایی علل این تفاوت‌ها انجام گیرد. همچنین، با توجه به این که ممکن است آزمون‌های FMS تحت تأثیر بلوغ قرار گیرد، هنگام تفسیر نتایج این آزمون‌ها پیشنهاد می‌شود که سن بیولوژیکی به جای سن تقویمی در نظر گرفته شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بلوغ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">غربالگری عملکرد حرکتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دانش‌آموزان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شاخص پیش‌بینی بلوغ</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrrs.mui.ac.ir/article_17082_73d9af291fe22cb9f226bbd9a6df781b.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم پزشکی اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش در علوم توانبخشی</JournalTitle>
				<Issn>1735-7519</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تأثیر خستگی ذهنی بر برنامه‌ریزی و آماده‌سازی شبکه‌های توجه هشدار و جهت‌یابی دانشجویان ورزشکار: یک کارآزمایی بالینی کنترل ‌نشده</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تأثیر خستگی ذهنی بر برنامه‌ریزی و آماده‌سازی شبکه‌های توجه هشدار و جهت‌یابی دانشجویان ورزشکار: یک کارآزمایی بالینی کنترل ‌نشده</VernacularTitle>
			<FirstPage>214</FirstPage>
			<LastPage>222</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">17083</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22122/jrrs.v14i4.3252</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سحر</FirstName>
					<LastName>محمدزاده</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری تخصصی، گروه علوم رفتاری و شناختی در ورزش، دانشکده علوم ورزشی و تندرستی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-7917-3518</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>فارسی</LastName>
<Affiliation>دانشیار، گروه علوم رفتاری و شناختی در ورزش، دانشکده علوم ورزشی و تندرستی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-9669-614X</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>خسروآبادی</LastName>
<Affiliation>استادیار، پژوهشکده علوم شناختی و مغز، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-6282-9389</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>18</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مقدمه: خستگی ذهنی، از جمله دلایل افت عملکرد در میدان‌های ورزشی است که با فعالیت ذهنی طولانی ‌مدت شکل می‌گیرد. با توجه به اهمیت تأثیر خستگی ذهنی بر توجه انتخابی و عملکرد ورزشکاران، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر خستگی ذهنی بر کارایی شبکه‌های توجهی هشدار و جهت‌یابی در دانشجویان ورزشکار انجام شد.مواد و روش‌ها: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی کنترل نشده بود که در آن 22 دانشجوی ورزشکار به‌ طور در دسترس انتخاب شدند و داوطلبانه در تحقیق شرکت نمودند. به‌ منظور بررسی کارایی شبکه‌های هشدار و جهت‌یابی، شرکت‌کنندگان آزمون شبکه‌های توجه را قبل و بعد از خستگی ذهنی اجرا کردند و برای ایجاد خستگی ذهنی، آزمون Stroop را به مدت 60 دقیقه انجام دادند. داده‌ها با استفاده از آزمون Repeated measures ANOVA (3 × 2) در سطح معنی‌داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته‌ها: افزایش معنی‌داری در زمان عکس‌العمل سرعت پردازش شبکه جهت‌یابی در شرایط خستگی ذهنی مشاهده گردید (016/0 = P)، اما در شبکه هشدار، خستگی ذهنی باعث کاهش سرعت واکنش شد (280/0 = P). میزان درصد خطا در هر دو شبکه هشدار (870/0 = P) و جهت‌یابی (600/0 = P) کاهش یافت، اما این کاهش معنی‌دار نبود.نتیجه‎گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، خستگی ذهنی می‌تواند عملکرد شناختی را تغییر دهد و شاید به دلیل هدف‌محور بودن و فرایند کنترلی Top-down، تأثیری منفی بر دقت و سرعت واکنش شبکه هشدار و جهت‌یابی داشته باشد. بنابراین، به نظر می‌رسد که دانشجویان ورزشکار برای حفظ دقت، سرعت را در شبکه جهت‌یابی فدا می‌کنند و در شبکه هشدار نیز دقت را برای حفظ سرعت کاهش می‌دهند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مقدمه: خستگی ذهنی، از جمله دلایل افت عملکرد در میدان‌های ورزشی است که با فعالیت ذهنی طولانی ‌مدت شکل می‌گیرد. با توجه به اهمیت تأثیر خستگی ذهنی بر توجه انتخابی و عملکرد ورزشکاران، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر خستگی ذهنی بر کارایی شبکه‌های توجهی هشدار و جهت‌یابی در دانشجویان ورزشکار انجام شد.مواد و روش‌ها: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی کنترل نشده بود که در آن 22 دانشجوی ورزشکار به‌ طور در دسترس انتخاب شدند و داوطلبانه در تحقیق شرکت نمودند. به‌ منظور بررسی کارایی شبکه‌های هشدار و جهت‌یابی، شرکت‌کنندگان آزمون شبکه‌های توجه را قبل و بعد از خستگی ذهنی اجرا کردند و برای ایجاد خستگی ذهنی، آزمون Stroop را به مدت 60 دقیقه انجام دادند. داده‌ها با استفاده از آزمون Repeated measures ANOVA (3 × 2) در سطح معنی‌داری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته‌ها: افزایش معنی‌داری در زمان عکس‌العمل سرعت پردازش شبکه جهت‌یابی در شرایط خستگی ذهنی مشاهده گردید (016/0 = P)، اما در شبکه هشدار، خستگی ذهنی باعث کاهش سرعت واکنش شد (280/0 = P). میزان درصد خطا در هر دو شبکه هشدار (870/0 = P) و جهت‌یابی (600/0 = P) کاهش یافت، اما این کاهش معنی‌دار نبود.نتیجه‎گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، خستگی ذهنی می‌تواند عملکرد شناختی را تغییر دهد و شاید به دلیل هدف‌محور بودن و فرایند کنترلی Top-down، تأثیری منفی بر دقت و سرعت واکنش شبکه هشدار و جهت‌یابی داشته باشد. بنابراین، به نظر می‌رسد که دانشجویان ورزشکار برای حفظ دقت، سرعت را در شبکه جهت‌یابی فدا می‌کنند و در شبکه هشدار نیز دقت را برای حفظ سرعت کاهش می‌دهند.</OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrrs.mui.ac.ir/article_17083_9ca90a44a71f38e32bc76ac9117f724a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم پزشکی اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش در علوم توانبخشی</JournalTitle>
				<Issn>1735-7519</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ترجمه، روایی محتوایی و پایایی نسخه فارسی شده مقیاس نگرش به افراد دارای کم‌توانی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران: مطالعه روان‌سنجی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ترجمه، روایی محتوایی و پایایی نسخه فارسی شده مقیاس نگرش به افراد دارای کم‌توانی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران: مطالعه روان‌سنجی</VernacularTitle>
			<FirstPage>223</FirstPage>
			<LastPage>229</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">17084</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22122/jrrs.v14i4.3255</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مرضیه</FirstName>
					<LastName>مرادی عباس‌آبادی</LastName>
<Affiliation>مربی، گروه کاردرمانی، دانشکده پیراپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مازندران، ساری، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-6374-9623</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مقدمه: نظام سلامت موظف به ارایه خدمات سلامت با کیفیت استاندارد به افراد دارای کم‌توانی به طور برابر با دیگران است. نگرش متخصصان نظام سلامت به افراد دارای کم‌توانی، تأثیر چشمگیری در ارایه خدمات با کیفیت استاندارد به آن‌ها دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر، فارسی‌سازی و بررسی روایی محتوایی و پایایی مقیاس نگرش به افراد دارای کم‌توانی بود.مواد و روش‌ها: ابتدا مقیاس نگرش به افراد دارای کم‌توانی (Scale of Attitudes towards Disabled Persons یا SADP) بر اساس پروژه بین‌المللی ارزیابی کیفیت زندگی، با کمک 6 مترجم ترجمه و معادل‌سازی شد. سپس ضرایب نسبت روایی محتوا (Content validity ratio یا CVR) و شاخص روایی محتوا (Content validity index یا CVI) با کمک 8 کاردرمانگر محاسبه گردید. به منظور بررسی همخوانی درونی و پایایی آزمون- بازآزمون، پرسش‌نامه توسط 52 نفر از شرکت‌کنندگان به فاصله 10 روز تکمیل شد. همخوانی درونی با محاسبه ضریب Cronbach&#039;s alpha و پایایی آزمون- بازآزمون با محاسبه ضریب همبستگی درون رده‌ای (Intraclass Correlation Coefficient یا ICC) به دست آمد.یافته‌ها: پس از محاسبه ضرایب CVR و CVI، با ضرورت وجود 22 گویه از 24 گویه موافقت گردید. در بررسی همخوانی درونی برای دو خرده مقیاس خوش‌بینی- حقوق انسانی و بدبینی- تصورات غلط، ضریب Cronbach&#039;s alpha به ترتیب 70/0 و 65/0 به دست آمد. ICC نیز برای دو زیرمقیاس به ترتیب 71/0 و 69/0 محاسبه شد.نتیجه‎گیری: نسخه فارسی SADP به منظور بررسی نگرش به افراد دارای کم‌توانی از روایی محتوایی و همخوانی درونی خوبی برخوردار است. تکرارپذیری این پرسش‌نامه به دلیل ماهیت اندازه‌گیری نگرش، متوسط می‌باشد. مقیاس مذکور در کنار ابزارهای دیگر می‌تواند ابزار مناسبی برای اندازه‌گیری نگرش متخصصان نظام سلامت به افراد دارای کم‌توانی باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مقدمه: نظام سلامت موظف به ارایه خدمات سلامت با کیفیت استاندارد به افراد دارای کم‌توانی به طور برابر با دیگران است. نگرش متخصصان نظام سلامت به افراد دارای کم‌توانی، تأثیر چشمگیری در ارایه خدمات با کیفیت استاندارد به آن‌ها دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر، فارسی‌سازی و بررسی روایی محتوایی و پایایی مقیاس نگرش به افراد دارای کم‌توانی بود.مواد و روش‌ها: ابتدا مقیاس نگرش به افراد دارای کم‌توانی (Scale of Attitudes towards Disabled Persons یا SADP) بر اساس پروژه بین‌المللی ارزیابی کیفیت زندگی، با کمک 6 مترجم ترجمه و معادل‌سازی شد. سپس ضرایب نسبت روایی محتوا (Content validity ratio یا CVR) و شاخص روایی محتوا (Content validity index یا CVI) با کمک 8 کاردرمانگر محاسبه گردید. به منظور بررسی همخوانی درونی و پایایی آزمون- بازآزمون، پرسش‌نامه توسط 52 نفر از شرکت‌کنندگان به فاصله 10 روز تکمیل شد. همخوانی درونی با محاسبه ضریب Cronbach&#039;s alpha و پایایی آزمون- بازآزمون با محاسبه ضریب همبستگی درون رده‌ای (Intraclass Correlation Coefficient یا ICC) به دست آمد.یافته‌ها: پس از محاسبه ضرایب CVR و CVI، با ضرورت وجود 22 گویه از 24 گویه موافقت گردید. در بررسی همخوانی درونی برای دو خرده مقیاس خوش‌بینی- حقوق انسانی و بدبینی- تصورات غلط، ضریب Cronbach&#039;s alpha به ترتیب 70/0 و 65/0 به دست آمد. ICC نیز برای دو زیرمقیاس به ترتیب 71/0 و 69/0 محاسبه شد.نتیجه‎گیری: نسخه فارسی SADP به منظور بررسی نگرش به افراد دارای کم‌توانی از روایی محتوایی و همخوانی درونی خوبی برخوردار است. تکرارپذیری این پرسش‌نامه به دلیل ماهیت اندازه‌گیری نگرش، متوسط می‌باشد. مقیاس مذکور در کنار ابزارهای دیگر می‌تواند ابزار مناسبی برای اندازه‌گیری نگرش متخصصان نظام سلامت به افراد دارای کم‌توانی باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روایی و پایایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نگرش</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کم‌توانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خدمات مراقبت سلامت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrrs.mui.ac.ir/article_17084_9cadffd77e30ae4576bdeb904445458a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم پزشکی اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش در علوم توانبخشی</JournalTitle>
				<Issn>1735-7519</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تأثیر ورزش‌های ترکیبی هوازی و مقاومتی بر شاخص‌های بیوشیمیایی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تأثیر ورزش‌های ترکیبی هوازی و مقاومتی بر شاخص‌های بیوشیمیایی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو</VernacularTitle>
			<FirstPage>230</FirstPage>
			<LastPage>238</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">17085</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22122/jrrs.v14i4.3356</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سولماز</FirstName>
					<LastName>رهبر</LastName>
<Affiliation>استادیار، گروه فیزیوتراپی، دانشکده علوم توان‌بخشی، دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>صدیقه سادات</FirstName>
					<LastName>نعیمی</LastName>
<Affiliation>دانشیار، مرکز تحقیقات فیزیوتراپی و گروه فیزیوتراپی، دانشکده توان‌بخشی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-7772-5737</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>28</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مقدمه: بیماری دیابت یکی از مهم‌ترین مشکلات سلامت در نواحی آسیایی است. فعالیت فیزیکی نقش مهمی در کنترل متغیرهای متأثر از دیابت ایفا می‌کند. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثرات ورزش در متغیرهای بیوشیمیایی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود.مواد و روش‌ها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 40 بیمار از میان 702 فرد داوطلب مبتلا به دیابت انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه ورزش‌های ترکیبی (هوازی و مقاومتی) و شاهد تقسیم شدند. برنامه مداخله گروه ترکیبی شامل 24 جلسه ورزش هوازی روی تردمیل با شیب صفر درجه، به صورت 3 روز در هفته و هر جلسه به مدت 30 دقیقه با شدت 70-50 درصد حداکثر ضربان قلب بود و افراد از جلیقه حاوی وزنه حین انجام برنامه ورزشی استفاده نمودند. گروه شاهد به مدت دو ماه در هیچ نوع فعالیت ورزشی شرکت نداشت. متغیرها قبل و بعد از 24 جلسه مداخله درمانی اندازه‌گیری گردید.یافته‌ها: در ابتدای مداخله، تفاوت معنی‌داری بین دو گروه از نظر قد، وزن، شاخص توده بدنی (Body mass index یا BMI) و سابقه ابتلا به دیابت وجود نداشت. پس از هشت هفته، میزان قند خون ناشتا (Fasting blood sugar یا FBS) و مقدار Glycosylated hemoglobin (HbA1c) در گروه ترکیبی کاهش معنی‌داری را نشان داد (به ترتیب 001/0 = P و 002/0 = P)، اما در متغیرهای Very low-density lipoprotein (VLDL)، Low-density lipoprotein (LDL)، تری‌گلیسرید، کلسترول و High-sensitivity C-reactive protein (HS-CRP) گروه ترکیبی تغییری مشاهده نشد (050/0 &lt; P). میزان High-density lipoprotein (HDL) در گروه ترکیبی بدون تغییر و در گروه شاهد با افزایش گزارش گردید (001/0 = P).نتیجه‎گیری: 24 جلسه ورزش باعث کاهش FBS و HbA1c شرکت‌کنندگان گروه ترکیبی هوازی و مقاومتی در بیماران مبتلا به دیابت گردید. کاهش شاخص HDL در گروه شاهد و عدم تغییر آن در گروه ترکیبی، زنگ خطری برای افراد بی‌تحرک می‌باشد. به منظور مشاهده اثرات بیشتر در متغیرهای دیگر، انجام مداخله با شدت‌های بالاتر و تعداد جلسات بیشتر ضروری به نظر می‌رسد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مقدمه: بیماری دیابت یکی از مهم‌ترین مشکلات سلامت در نواحی آسیایی است. فعالیت فیزیکی نقش مهمی در کنترل متغیرهای متأثر از دیابت ایفا می‌کند. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثرات ورزش در متغیرهای بیوشیمیایی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود.مواد و روش‌ها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 40 بیمار از میان 702 فرد داوطلب مبتلا به دیابت انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه ورزش‌های ترکیبی (هوازی و مقاومتی) و شاهد تقسیم شدند. برنامه مداخله گروه ترکیبی شامل 24 جلسه ورزش هوازی روی تردمیل با شیب صفر درجه، به صورت 3 روز در هفته و هر جلسه به مدت 30 دقیقه با شدت 70-50 درصد حداکثر ضربان قلب بود و افراد از جلیقه حاوی وزنه حین انجام برنامه ورزشی استفاده نمودند. گروه شاهد به مدت دو ماه در هیچ نوع فعالیت ورزشی شرکت نداشت. متغیرها قبل و بعد از 24 جلسه مداخله درمانی اندازه‌گیری گردید.یافته‌ها: در ابتدای مداخله، تفاوت معنی‌داری بین دو گروه از نظر قد، وزن، شاخص توده بدنی (Body mass index یا BMI) و سابقه ابتلا به دیابت وجود نداشت. پس از هشت هفته، میزان قند خون ناشتا (Fasting blood sugar یا FBS) و مقدار Glycosylated hemoglobin (HbA1c) در گروه ترکیبی کاهش معنی‌داری را نشان داد (به ترتیب 001/0 = P و 002/0 = P)، اما در متغیرهای Very low-density lipoprotein (VLDL)، Low-density lipoprotein (LDL)، تری‌گلیسرید، کلسترول و High-sensitivity C-reactive protein (HS-CRP) گروه ترکیبی تغییری مشاهده نشد (050/0 &lt; P). میزان High-density lipoprotein (HDL) در گروه ترکیبی بدون تغییر و در گروه شاهد با افزایش گزارش گردید (001/0 = P).نتیجه‎گیری: 24 جلسه ورزش باعث کاهش FBS و HbA1c شرکت‌کنندگان گروه ترکیبی هوازی و مقاومتی در بیماران مبتلا به دیابت گردید. کاهش شاخص HDL در گروه شاهد و عدم تغییر آن در گروه ترکیبی، زنگ خطری برای افراد بی‌تحرک می‌باشد. به منظور مشاهده اثرات بیشتر در متغیرهای دیگر، انجام مداخله با شدت‌های بالاتر و تعداد جلسات بیشتر ضروری به نظر می‌رسد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ورزش</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دیابت نوع دو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">HbA1c</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قند خون</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrrs.mui.ac.ir/article_17085_9a1d39510aeba78469e4c2c1fbceb8dd.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم پزشکی اصفهان</PublisherName>
				<JournalTitle>پژوهش در علوم توانبخشی</JournalTitle>
				<Issn>1735-7519</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تأثیر دو نوع تمرین ثبات مرکزی تنه و تمرین مقاومتی کل بدن بر عملکرد، تعادل و قدرت زنان ورزشکار دارای پیچ‌خوردگی مچ پا: یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تأثیر دو نوع تمرین ثبات مرکزی تنه و تمرین مقاومتی کل بدن بر عملکرد، تعادل و قدرت زنان ورزشکار دارای پیچ‌خوردگی مچ پا: یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی</VernacularTitle>
			<FirstPage>239</FirstPage>
			<LastPage>247</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">17086</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22122/jrrs.v14i4.3121</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>هژبرپور فریدنی</LastName>
<Affiliation>کارشناس ارشد، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-5619-3874</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فرزانه</FirstName>
					<LastName>تقیان</LastName>
<Affiliation>دانشیار، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-9531-2952</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>سالکی</LastName>
<Affiliation>استادیار، طب ورزشی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0003-1366-6939</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>25</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مقدمه: پیچ‌خوردگی مچ پا از جمله آسیب‌های شایع در بین ورزشکاران می‌باشد که با اختلال در تعادل همراه است. هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه تأثیر تمرین ثبات مرکزی تنه و تمرین مقاومتی کل بدن (Total-Body Resistance Exercise یا TRX) بر عملکرد، قدرت و تعادل زنان ورزشکار دارای پیچ‌خوردگی مچ پا بود.مواد و روش‌ها: 40 زن ورزشکار دچار پیچ‌خوردگی مچ پا (با میانگین سنی 99/2 ± 02/24 سال و وزن 08/4 ± 52/58 کیلوگرم) با روش تصادفی به چهار گروه تمرینات ثبات مرکزی (10 نفر)، تمرینات TRX (10 نفر)، تمرینات ترکیبی (ثبات مرکزی + TRX) (10 نفر) و گروه شاهد (10 نفر) تقسیم شدند. گروه‌های تجربی به مدت هشت هفته و سه جلسه در هر هفته تمرین کردند. تعادل، عملکرد و قدرت آزمودنی‌ها قبل و بعد از انجام تمرینات منتخب به وسیله آزمون‌های تعادل [آزمون تعادلی گردشی ستاره (Star Excursion Balance Test یا SEBT)، آزمون لک‌لک و آزمون تعادل Y (Y Balance Test یا YBT)]، عملکرد (جهش جانبی، جهش به شکل هشت لاتین) و قدرت (دستگاه ایزوکنتیک) مورد ارزیابی قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون ANCOVA و تست تعقیبی Bonferroni مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. 050/0 &gt; P به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.یافته‌ها: هر سه نوع تمرین، منجر به بهبود تعادل ایستا و پویا و بهبود عملکرد گروه‌های مداخله نسبت به گروه شاهد گردید (001/0 &lt; P). تفاوت معنی‌داری بین دو گروه تمرین ترکیبی با ثبات مرکزی در عملکرد و تعادل پویا و ایستا و همچنین، بین گروه TRX با ثبات مرکزی در تعادل ایستا وجود داشت (014/0 = P). با این حال، فقط تمرین ترکیبی منجر به افزایش قدرت عضلانی در ورزشکاران شد (001/0 = P) و تفاوت معنی‌داری بین گروه‌های دیگر مشاهده نگردید (001/0 &lt; P).نتیجه‎گیری: هر سه نوع تمرین، منجر به بهبود عملکرد و تعادل ایستا و پویا در ورزشکاران دارای پیچ‌خوردگی مچ پا می‌شود. با این حال، به نظر می‌رسد که تمرینات ترکیبی (ثبات مرکزی + TRX)، اثرات قابل توجه‌تری بر بهبود تعادل، عملکرد و قدرت عضلانی در این ورزشکاران داشته باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مقدمه: پیچ‌خوردگی مچ پا از جمله آسیب‌های شایع در بین ورزشکاران می‌باشد که با اختلال در تعادل همراه است. هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه تأثیر تمرین ثبات مرکزی تنه و تمرین مقاومتی کل بدن (Total-Body Resistance Exercise یا TRX) بر عملکرد، قدرت و تعادل زنان ورزشکار دارای پیچ‌خوردگی مچ پا بود.مواد و روش‌ها: 40 زن ورزشکار دچار پیچ‌خوردگی مچ پا (با میانگین سنی 99/2 ± 02/24 سال و وزن 08/4 ± 52/58 کیلوگرم) با روش تصادفی به چهار گروه تمرینات ثبات مرکزی (10 نفر)، تمرینات TRX (10 نفر)، تمرینات ترکیبی (ثبات مرکزی + TRX) (10 نفر) و گروه شاهد (10 نفر) تقسیم شدند. گروه‌های تجربی به مدت هشت هفته و سه جلسه در هر هفته تمرین کردند. تعادل، عملکرد و قدرت آزمودنی‌ها قبل و بعد از انجام تمرینات منتخب به وسیله آزمون‌های تعادل [آزمون تعادلی گردشی ستاره (Star Excursion Balance Test یا SEBT)، آزمون لک‌لک و آزمون تعادل Y (Y Balance Test یا YBT)]، عملکرد (جهش جانبی، جهش به شکل هشت لاتین) و قدرت (دستگاه ایزوکنتیک) مورد ارزیابی قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون ANCOVA و تست تعقیبی Bonferroni مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. 050/0 &gt; P به عنوان سطح معنی‌داری در نظر گرفته شد.یافته‌ها: هر سه نوع تمرین، منجر به بهبود تعادل ایستا و پویا و بهبود عملکرد گروه‌های مداخله نسبت به گروه شاهد گردید (001/0 &lt; P). تفاوت معنی‌داری بین دو گروه تمرین ترکیبی با ثبات مرکزی در عملکرد و تعادل پویا و ایستا و همچنین، بین گروه TRX با ثبات مرکزی در تعادل ایستا وجود داشت (014/0 = P). با این حال، فقط تمرین ترکیبی منجر به افزایش قدرت عضلانی در ورزشکاران شد (001/0 = P) و تفاوت معنی‌داری بین گروه‌های دیگر مشاهده نگردید (001/0 &lt; P).نتیجه‎گیری: هر سه نوع تمرین، منجر به بهبود عملکرد و تعادل ایستا و پویا در ورزشکاران دارای پیچ‌خوردگی مچ پا می‌شود. با این حال، به نظر می‌رسد که تمرینات ترکیبی (ثبات مرکزی + TRX)، اثرات قابل توجه‌تری بر بهبود تعادل، عملکرد و قدرت عضلانی در این ورزشکاران داشته باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ثبات مرکزی تنه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تمرینات مقاومتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تعادل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پیچ‌خوردگی مچ پا</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jrrs.mui.ac.ir/article_17086_f9c6f82cb3e872a20e6a310f33a9c450.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
